مقالات بي سر انجام

بسم الله الرحمن الرحیم

یا اِیُّها النّاسُ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَر وَاُنثی وَجَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَالله اَتقکُم اِنَّ اللهَ عَلیمُ خبیرُ.(الحجرات 13)

(ای مردم ما همۀ شما را از  مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید بزرگوار(و با افتخار)ترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند و خدا از حال شما کاملاً آگاهست.)

«تفرقه افکنی از بستر قومیّت» (2)

الف) قوم یا قومیّت؛

          بحث امروز بنده، ادامۀ مطالب مربوط به قومیت در منطقه خاورمیانه و بخصوص کشورمان (ایران) که بخشی از آن در هفتۀ قبل طرح شده است، صورت می گیرد.در آیه ای که تلاوت شد، به روشنی نشان می دهد که قوم، طایفه، خانواده و فرد، از طبایع ذاتی انسانی و از حکمت های الهی است که این گونه آفریده شده ایم تا همدیگر را بازشناسیم و این تفاوت ها است که زندگی را لذت بخش کرده و در توجه به این تفاوت هاست که مسئول بودن و مختار بودن انسان معنی پیدا می کند و مورد سئوال قرار خواهد گرفت، علاوه از مباحث قرآنی، نتایج علمی دانشمندان علوم انسانی نیز بر طبیعی بودن موضوع تأکید دارند. آنچه، این مفاهیم را ناپسند کرده است، سوء استفاده ای است که به نام قوم و قبیله صورت می گیرد و می خواهد برتری قبیله ای و فردی را نسبت به همنوعان خود به اثبات برساند و مسئلۀ طبیعی را سیاسی کرده و بنفع منافع گروهی مصادره می کنند، در صورتی که بنا به نص صریح قرآنی برتری از آنِ باتقواترین مردمان است.

          وقتی، فرد به فردیّت و قوم به قومیت تأویل می شود، تجربه نشان داده است که تعصباتِ خشک زمینه ظهور پیدا و احساسات جای عقل و منطق انسان ها را می گیرد. و نقطۀ آغازین تشدید اختلافات قومی، مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را سبب می گردد، مطلبی که، به درستی توسط اندیشمندان اسلامی شناسایی و ارائۀ طریق شده است. به عنوان مثال:

1-    سیدجمال الدین اسدآبادی، قومیت گرایی و تعصبات خشک قومی را رد نموده است و آن را عارضی و سیاسی اعلام می کند،

2-    شیخ ابوزهره، استاد دانشگاه الازهر مصر، و رئیس دانشکده حقوق قاهره، در ریشه یابی گسسته شدن رشته های اُخوّت مسلمین را از صدر اسلام تا عصر حاضر، شدت گرفتن «احساسات قومی» ذکر کرده است،

3-    علّامه اقبال لاهوری، در دیوان اشعارش، ملیّت پرستی و تکیه بر قومیّت را نوعی توحّش دانسته و بر هویت دینی تأکید می نماید.

«گر نسب را جزو ملّت کرده ای     رخنه در کار اُخوّت کرده ای»

«در زمین ما نگیرد ریشه ات     هست نامسلم هنوز اندیشه ات»

. . .

«تمیز رنگ و بو بر ما حرام است     که ما پروردۀ یک نوبهاریم»

در نظرگاه «اقبال» اگر تعصّبی هست، دین اسلام و پیامبر رحمت(ص) شایسته تر است، تا بتوانیم در حول محور اسلام عظمت و وحدت مسلمین را در قبال بیگانه حفظ نماییم، در زمان کنونی نیز، رژیم غاصب یهودی صهیونی که دشمن خونی مسلمین است، با توجه و تکیه بر تفرقه توانسته است دوام بیاورد.

          اگر به سابقه تاریخیِ ورود اندیشۀ ناسیونالیسم یا قومیت گرایی، به شکل نوین توجه کنیم، بایستی به چگونگی فروپاشی امپراتوری عثمانی به عنوان تنهان قدرت اسلامی، و برنامه های غربی در تمسک به ناسیونالیسم دقت شود، کشورهایی با صبغۀ قومیتی ظهور کردند؛ مثل کشور ترکیه که از بقایای عثمانی بوجود آمد که هم مبنای قومیتی داشت و هم علیه دین و مذهب موضع گرفت و جنبش های کُردی در این کشور نیز شکل گرفتند. اکنون اگر به تعداد 53 کشور اسلامی و شکل جغرافیایی مرزهای تحمیلی که با هدف بهینه سازی اختلافات، توسط انگلیسی ها تقسیم بندی شده اند، اقوام نقش اساسی را در تشدید اختلافات بازی کرده اند، و می توان گفت که قومیت گرایی در منطقه ما از ویژگی های اساسی دولت مُدرن بشمار می رود. فلذا، برای غلبه بر اختلافات و رهایی از سلطۀ بیگانه، مسلمین به وحدت استراتژیک نیاز دارند.

ب) قومیّت گرایی و نظام سلطه؛

          قومیت گرایی، به معنی برتری طلبی و سلطه جویی که زمینۀ بی بدیل خشونت طلبی و جنگ و خونریزی را فراهم و مانع بزرگِ هرگونه گفتگو و تفاهم در روابط انسانی، اقوام، ملت و کشور بوده است. فرصتی برای نظام سلطه بوجود آورده تا بتواند در جستجو و تأمین منافعِ نامیمون خود برخوردی دوگانه با ملت ها و کشورهای ضعیف و بخصوص کشورهای اسلامی داشته باشد. از یک سو، با تمسک به امپراتوری رسانه ای خود، فلسفه «پست مدرنیسم» را مبنای تفسیری قرار داده و در پیشبرد جهانی سازی و گسترش دموکراسی، با پررنگ کردن حقوق بشری اقوام، سعی در تحت تأثیر قرار دادن هویت های ملی، جمعی و مذهبی ملت ها و کشورها برآمده، و امنیت ملی کشورها را هدف قرار داده است تا، سیاست های سلطه طلبانه خود را در سایه دنبال نماید، و نظم نوین دلخواهِ آمریکایی را پیاده سازی کند.

و از سوی دیگر، با تشویق قومیت گرایی و ناسیونالیسم افراطی و پیوند آن با فرقه گرایی انحرافی، شیرازۀ دینی و ملی کشورها و بخصوص ملل مسلمان را هدف قرار داده و متزلزل می کند. مطلبی که در صورت نبود هوشیاری و حساسیت ملی، می تواند شکاف های بین حاکمیت و بدنه اجتماعی و قومی را افزایش داده و ایجاد بحران های فزاینده و غیر قابل کنترلی را باعث شود.

          نمونه بارز چنین سیاستی را می توان در کشوری مثل «لبنان» مورد بررسی قرار داد، قومیت گرایی و فرقه گرایی در این کشور، تا جایی پیش رفته است که هر کدام از اقلیت های قومی به دنبال کسب قدرت انحصاری و قلمرو سازی مختصِ به خود برآمده اند، کشور کوچکی که موجودیت شبه فئودالی پیدا کرده است. اتفاقی که باعث شده مردم این کشور،در تأمین امنیت اسرائیل بهای گزافی پرداخته نماید.

پ) قومیت در ایران؛

          مطالعات جدید، ادعای این که از چهار هزار سال قبل، آریایی ها به این سرزمین مهاجرت کرده و سپس به سمت اروپا گسترش پیدا کرده اند را به زیر سئوال برده است، و نشان می دهد که آریایی ها از ده هزار سال پیش ساکنین اصلی در فلات ایران بوده اند و مطالعات نشان می دهد که اقوام ایرانی، مثل، فارس ها، ترک ها، کُردها و . . . وابستگی تاریخی و ژنتیکی دارند و دارای مشابهت های فراوانی هستند که در کمتر ملتی پیدا می شود.

          مطالعه سقوط «قاجار» و ظهور «پهلوی»، نشان می دهد که؛ قاجارها با همه ضعفی که داشتند در تعامل با اقوام و بخصوص در منطقه ما، برخورد مناسب و حساسیت برانگیزی نداشته اند، و به افکار و عقاید اقوام احترام می گذاشتند و توانسته بودند ابزار سوء استفاده از قومیت را کم رنگ نمایند و همین مطلب مورد پسند بریتانیای کبیر نمی توانست باشد. فلذا، برای تأمین منافع خود، خلع قدرت کردند و رضاخانِ میرپنج را به حکومت رسانیدند. حکومت جدید، به بهانه مدرن سازی و متمدن کردن ملت و کشورِ ایران و ایرانی، دست به اصلاحات گسترده به شیوه تک صدایی و دیکتاتورمابانه، زد. سیاست تخته قاپو در این منطقه، کشف حجاب، کلاه شاپو، مبارزه با سنت ها و فرهنگ اصیلِ ملّی و دینی، ایجاد ارتش ملی، ایجاد راه آهن و . . . که نمونه بارز واکنش قومی در جابجایی قدرت بین قاجار و پهلوی، شورش خانی و قبیله ای «اسماعیل سمیتقو» بود،که مورد سوء استفاده انگلیسی ها قرار گرفت و در نهایت بدست رضاخان سرکوب و کشته شد.

              حاکمیت پهلوی و سیاست های ضدِّملی و بظاهر متمدنانه با اقوام ایرانی و بخصوص قوم کُرد در این منطقه، باعث ایجاد شکاف بین حاکمیت با بدنه اجتماعی را فراهم آورد و مانع بزرگ تکاملی در وحدت ملی ایرانی را باعث شد، مطلبی که قدرت های  سلطه گر، تنها بهره بردار آن بوده و هستند. موضوع قابل توجه دیگر، این که، احزابی که در این برهۀ زمانی در ایران پدید آمدند نیز، صبغۀ قومیتی داشته و هنوز هم دارند. زمینه ای که باعث شد، بمحض اشغال ایران در جنگ دوم جهانی، دستاویز «روس«ی و «انگلیس»ی، در تأمین منافع و در آسیب زدن به وحدت ملی ایران قرار گیرد، و فریاد جدایی خواهی شنیده شود.مثل، احزاب دموکرات و کومله در ایران، که با رفتن «رضا خان» و امضای سند سلطه توسط «محمدرضا» مجوز سرکوب این احزاب فراهم آمد، (پیشه وری در تبریز و قاضی محمد و جمهوری مهاباد در آذربایجان غربی در 1326ه.ش)، سرکوبی احزاب قومیّتی و ایجاد امنیت در سایه سرنیزه، نه تنها منافع ملی را، ریشه ای حل نکرد، تبدیل به آتش زیر خاکستری شد تا پیروزی انقلاب اسلامی و جابجایی قدرت ملّی.

          اقوام ایرانی به توجه به مشترکات تاریخی، فرهنگی و ژنتیکیِ غنی که دارند، یکصدا برای پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی طاغوت در مسیر هویت یابی اسلامی و ملی خود و در رهایی از نظام سلطه مشارکت داشتند، و در پیروزی انقلاب سهیم هستند. سئوال قابل توجّهی است که در منطقه ما، کدامین جریان فکری توانست در کمترین زمان ممکن، شورش قومی علیه انقلاب را شکل داد!؟با چه دستاویز و بهانه ای، اگر مدعیان دروغین هدف درست و قابل توجیهی داشتند و دارند، چرا متینگ سیاسی را در مهاباد برگزار نکردند که مردمی یکدست دارد، در شهرِ «نقده» که کُرد و ترک در کنار هم می زیستند، گردهم آیی قومیتی برگزار کردند تا جرقّۀ درگیری را زده باشند و موفق هم شدند. و شروع کردند در ضعف نیروهای مسلح، پادگان ها را غارت کردن، شرارت را توسعه دادن، و مشارکت و معاونت در سیاست های صدامی کردن و خون های پاک جوانان این کشور را برای منافع بیگانه ریختند.

          اگر مروری کوتاه به آثار و برکات انقلاب اسلامی در ایران و بخصوص در منطقه داشته باشیم، می توانیم دو مورد اساسی را مورد مطالعه قرار دهیم؛

الف) فرآیند نوسازی؛ محققین، فرآیند نوسازی در ایران را، در سه مرحله مورد بررسی قرار داده اند؛ مرحله ای که شامل سال های بین 1300 تا 1320ه.ش، یعنی دوره زمانی شکل گیری و تحکیم پایه های قدرت پهلوی ها، و به عبارتی شکل گیری دولت مدرن در ایران، اختصاص داشته است. و به جاده سازی، ایجاد پادگان های نظامی و حذف قدرت های محلی و ایجاد وحدت ملّی، با رنگ و لعاب امنیتی و تأمین امنیت در زیر سایه ژاندارم و سرنیزه، در واقع نهادهای مدرنیته وارد منطقه می شود، مرحله دوم- که به دوران رکود نسبی از آن یاد می شود، بین سال های 1321 تا 1356ه.ش، را شامل می شود، در این دوره است که، سیاست های جهانی دوقطبی مستحکم و ایران در اردوگاه غرب و ژاندارم منطقه است، در داخل کشور نیز، سازمان های امنیتی و انتظامی، با قدرت توانسته اند آزادی خواهان را کنترل و هر صدای مخالفی را در نطفه خفه کنند، بازی با قومیت در ایران و مهار مردم توسط خان ها و کدخدایان پررنگتر است، ولی از توسعه و پیشرفت فرهنگ ملی اسلامی، اقتصادی و اجتماعی، خبری نیست، مرحله سوم نوسازی؛ از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، دانسته اند. بین سال های 1357 تا 1379ه.ش، را شامل است. در این دوره است که فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی و بروز هویت اصیل ایرانی برای منافع غرب خطر آفرین شده، و مورد هجمۀ همه جانبه قرار گرفته است. هشت سال جنگ تحمیلی و تحریک قومیت ها را شاهد هستیم، و . . .

ب) جابجایی در پایگاه اجتماعی مردم؛ تا پیروزی انقلاب اسلامی، در سوء استفاده از مسئله مهم قومیت، جایگاه هر فرد و قومی، با توجه به وابستگی قومی، قبیله ای، مالکیت، زمین و نسب و . . . تعیین می شد، که مورد پسند و در راستای منافع استبداد داخلی و استکبار جهانی قرار داشت. انقلاب اسلامی آمد تا جایگاه اجتماعی افراد و گروه ها را بر اساس آنچه دین مبین اسلام فرموده است، جابجا کند. جایگاه اجتماعی را نه در وابستگی، بلکه، در آزادگی و تقوا و اکتسابی تعریف کرد و بر آن پای می فشارد، روندی که استقامت ملت ایران را بر پایه های هویتی اصیل اسلامی ایرانی قوام و توسعه ملی را در ابعاد مختلف فراهم آورده و خواهد آورد.

                                                                                    والسلام

                        ذوالفقار  صادقی

طرح شده در جمع روحانیت محترم منطقۀ «سردشت»(استان آ.غ)، به تاریخ 19/10/1391در ارومیه

مآخذ:

1.      قرآن کریم،

2.      قومیّت گرایی و مشارکت سیاسی، صفری؛ 7/5/1386، توسعه ایرانی(درآمدی بر جامعه شناسی توسعه در ایران) mrsafari.blogfa.com ،

3.      قومیت گرایی، چالش بزرگ جهان اسلام، مصباح زاده . payam-aftab.com،

4.      قومیت گرایی و ناسیونالیسم منفی، عرفان عزیزی 1390. Makoran،

5.      مهدی ورپشتی، ghalamvaje.blogfa.com،

6.      آسیب شناسی در جنبش کُردی، ذوالفقار صادقی، انتشارات اختر، 1391،

7.      فرآیند و پیامدهای نوسازی و تغییر و تحولات اجتماعی در کردستان ایران(1379-1300ه.ش)،احمد محمد پور،1390،

8.      ویکیپدیا(جمعیت شناسی ایران)، Wikipedia.org/wiki.

 

             

 

 


برچسب‌ها: قومیّت, خاورمیانه, عثمانی, نظام سلطه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط ذوالفقار صادقي | 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا اِیُّها النّاسُ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَر وَاُنثی وَجَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَالله اَتقکُم اِنَّ اللهَ عَلیمُ خبیرُ.(الحجرات 13)

(ای مردم ما همۀ شما را از  مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید بزرگوار(و با افتخار)ترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند و خدا از حال شما کاملاً آگاهست.)

«تفرقه افکنی از بستر قومیّت»:

«گفت پیغمبر که حق فرموده است   می نگنجم این یقین دان ای عزیز»

«در دل مومن بگنــجم ای عجب     گـــر مرا جوئی در آن دلـــها طلب»

          امروز ، بسیار مشعوفم که در جمعی از عزیزانِ اهل دین و علم حضور پیدا کرده ام و با چهره هایی ملاقات می کنم که، بنا به روایتی؛ «نگاه کردن به چهره عالم عبادت است»، به آیه 13حجرات اگر دقت کنیم، به ما می گوید که ؛ قوم، طایفه و گروه های انسانی با فرق مختلف، از نشانه های الهی و حکمت خداوندی است و زیبایی آفرین است تا همدیگر را بازشناسیم. انسانی که مسئول و مختار آفریده شده، در تعریف دین، برای شناخت همدیگر تلاش می کند و این تلاش از مسیر گفتگو م مطالعه همدیگر به منصۀ ظهور خواهد رسید، انسان ها در حکمت بالغۀ الهی در گروه های مختلف آفریده نشده اند که همدیگر را از بین ببرند و این مخالف حکمت الهی است، ضمن این که دستور صریح قرآن است، در روایتی از نبی اکرم(ص) است که فرمود؛«کلمه لااله الا الله حصنی» یعنی هرکس این کلمه را باور داشته باشد و بر زبان جاری سازد، در امنیت و در امان من است.

          بحث امروز بنده، در خصوص قومیت است، مطلبی که در منطقه ما حساسیت برانگیز و بسیار اساسی است و به طور طبیعی ورود به این بحث در یک جلسه امکانِ به سرانجام رسانیدن آن مشکل بنظر می رسد، علی ایحال؛ واژه قومیت ریشه در ادبیات غرب دارد و از آن طریق وارد ادبیات سیاسی ما شده است، در یونان باستان، این واژه به قبایل کوچ کننده اطلاق می شد و در ادامه، در ادبیات انگلیسی تکامل یافته و در نهایت در زبان فارسی به واژه «مردم» تبدیل و بکار گرفته می شود.

          مفهوم جدید قوم و قومیت مربوط به قرن نوزدهم و بیستم است و نخستین بار توسط «آلفرد سووی» جمعیت شناس فرانسوی در سال 1952م برای طبقه بندی مستعمرات بکار گرفته شده، و بدنبال آن تعاریف متعددی توسط اندیشمندان غربی از موضوع صورت گرفته است و عواملی چون؛ گروه های انسانی که دارای باورهای ذهنی مشترک هستند، حافظه و خاطرات مشترک دارند، تعهد اجتماعی نسبت به همدیگر دارند، ارزش ها و زبان مشترک دارند، خودمختاری در بازتولید زیستی خود دارند، میدان ارتباطی و کنش مشترک و . . . دارند، توسط افراد شاخصی چون «ماکس وبر» و «فردریک» عنوان بندی شده است. آنچه مسلم است این که ، انسان ها هویت و شخصیت خود را ابتدا از خانواده و قوم خود دارد و به مرورِ زمان و تکامل به آن دلبسته و شکوفایی خود را در گروه و قوم منتسب به طور آگاهانه جستجو می کند.

 برای تعاریف و برداشت های مطرح شده، دو رویکرد بیان گردیده؛

اول) رویکرد مبتنی بر اصل گرایی، که قومیت را ناشی از پیوندها و احساس های اصیل و حتّا ذاتی و طبیعی می داند که همواره وجود داشته است، و بطور طبیعی مورد توجه و قبول پژوهشگران و نظریه پردازان است.

دوم) رویکرد ابزارگرایی، قومیت را نوعی ابزار قلمداد می کند که برای دستیابی به اهداف سیاسی و ملی گرایانه مورد استفاده قرار می گیرد و کمتر مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی قرار گرفته است.

          با همه تفاسیری که از قومیت صورت گرفته و می گیرد، یکی از شاخص های عمده در شناخت ظرفیت طبیعی کشورها مورد شناسایی قرار گرفته و معبری است که ثبات و یا ناامنی از آن نشأت می گیرد، تاریخ تحولات سیاسی و امنیتی در روابط بین الملل و خصوصاً نگاهی به رویدادهای امنیتی کشورمان در طول دو قرن اخیر، گویای واضحی بر این مطلب است. بررسی تحرکات روس ها در جداسازی آذربایجان از ایران و مداخله اتحاد جماهیر شوروی در بعد از جنگ دوم جهانی در راه اندازی فرقه های دموکرات آذربایجان و کردستان با تکیه بر قومیت آذری و کُردی جهت تأثیرگذاری بر تحولات خاورمیانه و ابتدا در تقابل با آمریکایی ها و انگلیسی ها و در مرحله بعد در تجزیه ایران صورت گرفته است. و یا فروپاشی امپراطوری عثمانی در اجرایی کردن تِزِ «مسئله شرق» توسط غربی ها به رهبری بریتانیای کبیر با تکیه بر ناسیونالیسم قومی عربی ترکی و . . . صورت گرفته و حتّا، رویش کشور ترکیه با صبغه قومیتی بوده که رنگ نا امنی ها ، هنوز هم در این کشور مبنای قومیتی دارد.

          در خصوص طرح هایی چون؛ «جان گریوز» یا طرح «ریکا» و هم اکنون طرح «خاورمیانه جدید» و «نقشه راه» که توسط آمریکایی ها برای تجزیه ایران و خاورمیانه پی گیری شده و می شود. همه ما بیاد داریم موعد پیروزی انقلاب اسلامی که، چگونه مردمان کُرد در این منطقه همپای سایر قومیت ها برای غلبه بر دیکتاتوری تلاش می کردند و در مدت زمان کمتری احزابی چون «دموکرات» و «کومله» که مبنای قومیتی و غیر دینی داشتند، وارد صحنه شدند و زحمات قوم کُرد را بنفع منافع گروهی مصادره کردند و تلاش کرده و می کنند تا خیانت خود را بنام قوم کُرد تمام و ثبت کنند.

          در همان زمانِ آشوب و قدرت نمایی این احزاب بود که، وقتی مردم فرمان امام خمینی(ره) را شنیدند که فرمود؛ «ما در کردستان با کُرد نمی جنگیم، با کُفر می جنگیم»، یکباره صحنه نبرد به ضرر قوم گرایان چرخید و مردم متوجه شدند که شعارهای اسلامی گروهک ها، فریبی بیش نیست و باعث شکست ضدانقلاب را فراهم آوردند، رزمنده ای به نام «محسن مطلق» در بیان خاطرات آن دوران نوشته است که، مبنای اغتشاشات و کشتارها جنبه خارجی داشته است: «این کشتارها را کسانی انجام می دهند که از طریق مرز به کردستان راه می یابند و در اصل کُرد نیستند.»

          مطلب قابل توجه، غربی ها که از مسیر قومیت، موفقیت های خود را در منطقۀ ما پی گیری نتیجه بخشی کرده اند، با توسعه تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطاتی مثل اینترنت و شبکه های ماهواره ای، در بعد از فروپاشی ارودگاه شوروی سوسیالیستی و جهان دو قطبی و ظهور پدیده ای به نام «جهانی شدن»، «دهکده جهانی» و . . . و پی گیری اهداف توسعه طلبانۀ غربی ها به سرکردگی آمریکایی ها، وارد مرحله جدیدی شده است.؟

          «جهانی شدن» که در بعد مثبتِ آن، باعث انتقال گروه بزرگی از دستاوردهای ارزشمند بشری و تسهیل در ارتباطات بین الملل را فراهم آورده است، متأسفانه، در بعد منفی آن، که مورد استفاده قدرت ها قرار گرفته؛ فرایند یکسان سازی و شبیه سازی فرهنگی جهت غلبه فرهنگ غرب و حذف سایر فرهنگ ها را فراهم  آورده و هدف قرار داده است، و در انتقال و تهاجم یک طرفه، این روند را تسهیل بخشیده است؛ مثل رواج موسیقی پاپ که نُقلِ مجالس در کشورهای اسلامی شده است، و در بُعد سیاسی نظامی، توسعه پایگاه های سازمان آتلانتیک «ناتو» را در دستور کار قرار داده اند. آنچه به کشور ما مربوط است، تعداد 43 پایگاه این سازمان در حوزه ژئوپلیتیکی ایران گسترش پیدا کرده، این پایگاه ها  برای تأمین منافع غرب مسیحی و یهودی و بهتر بگویم نظام سکولار و صهیونیسم بین الملل مستقر شده اند و هنوز هم قومیت ها را در این منطقه بهترین معبر و ابزار رسیدن به اهداف خود و تأثیر گذاری بر جهان اسلام می دانند، نظریه برخورد تمدن های مربوط به «ساموئیل هانتینگتون» گویا است و اسلام را به عنوان خطر اصلی جایگزین کمونیسم فرض گرفته است؟!

          برای پیشبرد اهداف سیاسی غرب، اگر این پایگاه ها و اهداف سیاسی در تقویت فرهنگ سلطه طلبانه غربی نیست، باسیتی به این سئوال پاسخ داده شود که چرا، موضوع «پست مدرنیسم» که دستاورد فلسفه غربی است و تأکید بر تنوع فرهنگی و هویتی دارد، در عمل و در منطقه ما نادیده گرفته می شود و اجازه نمی دهند صدای ملات های غیر غربی و مسلمان در دنیا شنیده شود؟! نمونه این دوگانگی، جلوگیری از پخش شبکه های ماهواره ای وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران، مثلِ «العالم» و «هیسپان تی وی» و یا دستور رئیس جمهور آمریکا اوباما -  مبنی بر کنترل مرزهای شمالی و جنوبی این کشور جهت جلوگیری از نفوذ ایرانیان!! که یک بازی مضحک و خطرناک است؟ جمعیت 75 میلیونی ما چطوری می خواهند  بر جمعیت 230 میلیونی آمریکا غلبه کند؟! آنچه باعث ترس غربی ها است، کلام حقی است که توسط ایرانی ها تکرار و مورد پذیرش فطری انسان ها قرار می گیرد و باعث به چالش کشیده شدن نظام سلطه شده است.

          شما، انقلاب های عربی را مطالعه کنید، اکثر اندیشمندان باور دارند و خود انقلابیون معترفند که مدیون انقلاب ایران و در ادامه آن است، غربی ها تفسیر به «بهار عربی» می کنند تا به قیام ها ماهیت قومی دهند، چون از عنوان وحدت بخش اسلام می ترسند؟ کلمه حقّی که امام خمینی(ره) به حق آن را «انفجار نور» نامید. حرف حقی که؛ به بهانه هایی چون «انرژی هسته ای» و داستانِ «تحریم ها» و . . . مورد هجمه قرار گرفته است.

          درود بر روح بلند حضرت امام(ره)، که با تأکید بر «اسلام ناب»، مرزهای قومیتی و انحرافات مذهبیِ مورد سوء استفاده دشمنان اسلام و ایران را درنوردید و گام در «اتحاد و انسجام» جهان اسلام و مسلمانان برداشت، برای غربی ها و نظام سلطۀ صهیونی، دردآور است که ایران شیعی از مبارز فلسطینی سنّی مذهب حمایت می کند، و این پیامی است برای مردمان مسلمان از اهالی سنت و شیعه که بیاد داشته باشند و عمل کنند به این روایت از نبی اکرم(ص) ، فرمودند؛ «اختلاف امت من برکت است»، به عبارتی ، اختلاف برای کشتند همدیگر نیست، برای حل مشکل است، طبق نص صریح قرآن برای زیبایی و لذت بخش شدن زندگی انسانی است.

«ضدِّ ضدِّ را حق پی آن آفرید     تا بدین ضدِّ خوشدلی آید پدید»

به راستی، اختلافات شیعه و سنی به طور مبنایی چطوری حل شد، اهل سنت که شیعه را به رسمیت نمی شناختند! دو نفر عالم و متعهد از طرفین( آیت ا. . . بروجردی و شیخ شلتوت) در گفتگو، مکالمه و مفاهمه توانستند حل مشکل کنند. این مطلب نشان می دهد که همۀ موارد اختلافی را می شود با گفتگو، مورد حلو فصل قرار داد،

          دشمن موفق شده بود با خلق انحرافاتی در این دو مذهبِ بزرگ اسلامی، فضا را غبار آلود کرده و اختلاف افکنی کند و مانع گفتگوی سازنده بین طرفین شود، هُنر حضرت امام(ره) این بود که توانست بنای گفتگو را با طرح «اسلام ناب» احیا کند، و همگان را متوجه دشمن مشترک نماید، حرف حقی که توانسته پیروزی را در جنگهای 33روزه ، 22روزه و 8روزه به اردوگاه شیعه و سنی به ارمغان آورد، و انشاءا... اگر اگر خطای دیگری مرتکب شود، منجر به فروپاشی اسرائیل خواهد شد، انشاءا...

 

بخشی از سئوالات طرح شده و پاسخ های مطرح شده:

 

سئوال؛ هدف دشمن در بهره برداری از تفرقه قومیتی بین مسلمانان چیست؟

پاسخ؛ جمله مشهور انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» ، هدف سلطه سیاسی و فرهنگی است، اگر ما به اتحاد برسیم و زیر بیرق اسلام گرد هم جمع شده و به طریق گفتگو اختلافات را حل کنیم، نمی توانند بر ما مسلط باشند و منابع ما را غارت کنند، به طریق اختلاف افکنی، ما را مشغول و خود به سلطه و غارت منابع ملی ادامه می دهند.

سئوال؛ دشمن چگونه توانسته بر مسلمانان غلبه کند(مصداق)؟

پاسخ؛ شما، قیامِ مربوط به شیخ عبیدا. . . نحری را در 1297م بررسی کنید؟ وی، فردی مذهبی و عالم بود، وقتی شروع کرد، موقع ضعف عثمانی ها بود، با هدایت انگلیسی ها شروع کردند به تقویت و حمایت از قیام با رنگ مذهبی و علیه تشیع هدف گیری کردند، گفتند که از حاکمیت تیولداری وی را در مناطق تحت تصرف به رسمیت خواهند شناخت و به نام دین به سمت مرزها و کشور ایران هدایت کردند(مسلمان کشی)، انگلیسی ها وقتی متوجه شدند قیام وی مهار ناپذیر شده و برای منافع انگلیسی و عثمانی خطر آفرین است، متحد شدند و به کمک دولت ایران قیام را به شکست کشانیدند. شیخ را دستگیر و تبعید کردند، شیخ، وقتی متوجه توطئه شد که دیگر دیر شده بود و پشیمانی وی سودی نداشت. نمونه شورش شیخ سعید پیران در 1304م، نیز مشابه مورد فوق بود، و توسط آتاتورک سرکوب شد و ماهیتی قومی داشت. یا احزاب دموکرات  آذری و کُردی و داستان حمایت روس ها و چگونگی رها کردن این احزاب را مطالعه کنید، عبرت آموز است. این مطالب نشان می دهد که انسان ها بخاطر قومیت جان خود را به خطر نمی اندازند، ولی با اشتیاق و بخاطر حفظ اعتقادات دینی خود جانفشانی می کنند، این احزاب تا زمانی که بر شورش ها و قیام های خود چاشنی مذهب اضافه کرده بودن، پیروز بودند، همین که پرده ها کنار زده شد و ماهیت سکولار و لائیک و قومی بودنشان روشن شد، شکسته شدند. دشمن به این شیوه ها توانسته است غلبه کند، با اختلاف افکنی سلطه پیدا کرده اند و هنر امام(ره) و انقلاب اسلامی، زدودن غبار فتنه است که، توانسته نفوذ غرب و صهیونست ها را در منطقه با مشکل مواجه نماید.

سئوال؛ در مسائل مذهبی و قومی، چرا مسلمانان نتوانستند با غرب مقابله کنند، و آیا فقط دشمن باعث این همه اختلاف شده است.؟

پاسخ؛شما، بررسی کنید چگونگی سقوط قاجار و برآمدن پهلوی ها را در ایران؟ نقش ژنرال«آیرونسایدِ» انگلیسی در به تخت نشانیدن رضاخان و داستان سیاست «تخته قاپو» در مناطق کُردنشین قابل تأمل است. دشمن که بطور مستقیم وارد نمی شود، بلکه، با روی کار آوردن حاکمان مستبد و دیکتاتور، سیاست های خود را پی گیری کرده و می کند. این حاکمان با سیاست های غلط و دیکته شدۀ خود، فقر و فلاکت و سیستم تک صدایی و . . . آزادی خواهان و نخبگان ملتی را کنترل و حذف می کنند، و زمینه را برای سوء استفاده دشمن فراهم می آورند. شما، بررسی کنید نقش «ارنست پرون» انگلیسی را در دربار «محمدرضا» شاه ایران، واقعاً چه کسی بر ایران و ایرانی حکومت می کرد؟! مردم ایران خوب فهمیدند و به ندای امامشان لبیک گفتند و انقلاب اسلامی را به پیروزی رسانیدند، لیکن، زمینه های فراهم شده از استبداد بود که دشمن با تمسک به آنها و بحث های قومیتی را وارد صحنه کرد و توانست اقدام نماید.

سئوال؛ چرا اقدامی در مقابل این توطئه ها صورت نمی گیرد؟

پاسخ؛ می دانید که، ایران و ایرانی در لغت به معنای نجیب و نجیب زاده است، کشوری و ملتی هستیم که رنگ و بوی قومیت در آن کم رنگ است، کید دشمن توسط مردم ایران، با همین نجابت در انقلاب بزرگ اسلامی شکسته شد. اخیراً فردی به نام «ریچارد هاس»، رئیس کمیته سیاست خارجی آمریکا، مقاله ای نوشته و اذعان کرده که، اقتدار و نفوذ ایران از دیوار چین تا کرانه های مدیترانه بلامنازع است، فکر می کنید این قدرت و اتفاق به چه طریقی حاصل آمده و اکنون قدرتِ سلطۀ غرب را در منطقه به چالش مواجه کرده، از کجاست؟ از حرف حقی است که اماممان فریاد کرده، و مرزهای قومیتی و ملی گرایی و انحرافات مذهبی را به کناری زده و مسلمانان را حول محور «اسلام ناب» منسجم و فرا می خواند، و تهدیدات، حضور ناوهای در خلیج فارس، تحریم اقتصادی، شعار نقض حقوق بشر و . . . علیه ما نشان می دهد که؛ از ایران و ایرانی ضربۀ جبران ناپذیری خورده اند. بررسی کنید، از روزی که  انقلاب در ایران به پیروزی رسیده است، ارتش اسرائیل در کجا بود و الآن کجاست؟ در حومه بیروت، با تک تیراندازهایش مسلمان می کشتند، و الآن مجبور شده به دور خود دیوار می کشد و به زندگی پادگانی روی آورده است ! و این یک تحرک هوشمندانه است که توسط کشور ما مدیریت می شود، و الآن که می بینید دشمن، با تمسک به جریانات انحرافی چون سلفی و وهابی توانسته است در سوریه مسلمان کشی راه بیندازد و ارتش سوریه که می توانست خطرآفرین باشد را تضعیف نماید، قابل تأمل جدی است. مسلمانان و بخصوص علمای دین بایستی مواظب این گونه توطئه ها باشند و . . .

والسلام

13/10/1391 ذوالفقار صادقی

«متن محورهای اصلی سخنرانی و پاسخ به بخشی از سئوالات مطرح شده در 12 آبان ماه1391در جمع تعدای از علمای اهل سنت در ارومیه»

 

مآخذ:

1-    قرآن کریم،

2-    جلال الدین رومی ؛ مثنویِ معنوی، دفتر اول،

3-    صادقی، ذوالفقار؛ آسیب شناسی در جنبش کُردی، 1391،

4-    مطلق، محسن؛ جاده های خلوت جنگ، انتشارات سوره مهر، 1389،

5-    اسلامی، علی رضا؛ قومیت و ابعاد آن در ایران(1)، 1391،

6-    صنعتکار، مجتبی؛ قومیت، وبلاگ هدایت،

7-    اقدمی، افخم ؛ مرکز استادان و نخبگان دانشگاهی،

8-    متقی، ابراهیم/پازن، مژگان؛ فصلنامه مطالعات راهبرد دفاعی، سال دهم شماره38، تابستان 1391.

 


برچسب‌ها: قومیت, خاورمیانه, امام خمینی, جهانی شدن
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط ذوالفقار صادقي | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دانش و سازمان (5)

اِنَّ الله اصطَفَهُ عَلَیکُم وَ زَادَهُ بَسطَه فیِ العِلمِ وَالجِسمِ وَاللهُ یُوتیِ مُلکَهُ مَن یَشآءُ وَاللهُ وَسِعُ عَلیمُ(بقره247)

(او- طالوت- از این رو به پادشاهی شایسته تر خواهد بود که خداوندش بر شما برگزیده و او را فزونی بخشیده در دانش و توانائی و خدا ملک خود را به هر کسی خواهد بخشد که او به حقیقت توانگر و داناست.)

نگاهی به تاریخ تکامل بشری، از زمانی که نوع بشر برای زیست انسانی به زندگی جمعی روی آورد، تکامل و تعالی فردی و جمعی وابستگی غریزگونه به انتقال تجارب و بهینه کردن دانشِ متکی بر رخداد و تجربه پیدا کرده و پایانی بر این مسیر میمون قابل تصور نیست! از روزی که انسان ها برای تربیت، فرزندان خود را در شکار همراه خود می بردند تا بیاموزانند سوارکاری، تیراندازی، تأمین معاش و زنده ماندن را، این بنای مستحکم گذاشته شده و پربارتر نیز شده است.


برچسب‌ها: دانش, تجربه, سازمان, سپاه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط ذوالفقار صادقي | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ذوالفقار صادقی


پیوندهای روزانه
پایگاه اطلاع رسانی دولت
حرف رک
سپاه نیوز
اندیشکده راهبردی تبیین
خرد
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران
کُردها
TRTفارسی
فارس نیوز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1393
تیر 1393
خرداد 1393
فروردین 1393
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آبان 1390
مرداد 1390
تیر 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
آرشيو
برچسب‌ها
ایران (37)
آمریکا (19)
خاورمیانه (15)
امام خمینی (12)
ع (9)
صهیونیسم (8)
دانش (7)
امام خامنه ای (7)
سازمان (6)
ص (5)
پیوندها
داغ دل مرحم دل (1)
داغ دل مرحم دل (2)
انتفاضه و ماهیت صهیونیسم (1)
یا علی (ع)
انتفاضه و ماهیت صهیونیسم (2)
انتفاضه و ماهیت صهیونیسم (3)
انتفاضه و ماهیت صهیونیسم (4)
خرداد و انتخابات هشتم
عملیات مرصاد
مهران تکرار حماسه
مهدی موعود (ع)
پیامدهای احتمالی حمله به عراق؟
آموزه هایی از جنگ عراق
کشمکش در خزر و پیامدهای آن
تغشیش یا تنویر اذهان
سردار شهید حنفیه درستی
یدا..._بسیجی که می شناختم
مصباح
بسیجی بودن و بسیجی ماندن
موقعیت منطقه ای و جهانی ایران
معرفي كتاب اصول جنگ 1387
حلقه هاي مديريتي امام حسين(ع)
مواظب باشیم
انتخاب دهم
منطق انقلاب در بعد از انتخاب دهم
نقشه راه ...
تهاجم فرهنگي
تركيه
آذربايجان - نخجوان
تركيه (2)
نهضت ملي ايران
از برلين تا تهران
جهان ايراني و ايران جهاني
نقش اتحاد ملي و انسجام اسلامي در دفاع
پ . ك . ك
عاشوراعيان
بصيرت (1)
بصيرت-2
بصیرت (3 ) – بسیج
بصيرت(4)-فاطمه(س)
نبرد بی پایان(تحلیل قطعنامه1929شورای امنیت)
همت مضاعف ، كار مضاعف
مویه بر علی (ع)
قرآن سوزی یا خودسوزی
هوس تجاوز
تحلیل جامعه شناختی از انتخابات دهم
نُخبگان و جنگ نرم
هنر ، بازخواني فرهنگ و تمدت
سرهنگ مهندس منوچهر یوسفیان
انفجار نور
پوریم - PURIM
قرآن ، اسلام و ایران – بصیرت (5)
پوریم 2 PURIM - بصیرت(6)
امام باقر(ع)
معرفي كتاب جنبش كردي
دانش و سازمان – 1
جنگ نرم
پیامبر کرامت – 1
دانش و سازمان – 2
دانش و سازمان – 3
فاطمۀ زهرا (س)-1391
ضرب دست امام(ره)
مهدي موعود (عج)
اشتباهی در کار نیست !؟(بصیرت -7)
روز قدس 1391
دانش و سازمان – 4
امام صادق(ع) - 1391
هوس تجاوز (2)
سرلشگر خالد حیدری - 1391
داغ دل مرحم دل (3)
اسرائیل 1391
ایران – آمریکا 1391
کرسی آزاداندیشی- آذر1391
دانش و سازمان (5) -1391
قومیت - 1391
قومیت - 2 - 1391
تحریم-1391
روایت شام(1)1391
روایت شام(2)1392
آسیب شناسی در جنبش کُردی(2)- دفاعیه
روایت شام (3)
روایت شام (4)
ریشه ها و روندها در امنیت پایدار
آسیب شناسی در جنبش کُردی – (3)
دانش و سازمان - 6
ترکیه،در گرداب تحول سیاسی و چالش امنیتی
آمریکا، چالشی فرارو درنگاه شورای اطلاعات ملی
آسیب شناسی در جُنبش کُردی(4)تشکر
دانش و سازمان - 7
هوس تجاوز(3)
سیاست کُردها در خاورمیانه(نقد)
ایران و مبارزه ی معنی دار با استکبار(1392)
دانش و سازمان - 8
آسیب شناسی در جُنبش کُردی- 5 (چاپ دوم)
داغ دل مرحم دل (4)
ایران، «سرزمین جاوید»
انرژی هسته ای در تقابل تاریخی
اقتصاد و فرهنگ 1393
عراق و سیاست درگیری1393
جنگ نرم – 1393
اسرائیل، و فرآیند فروپاشی
***------------***

...

آمارگیر

آمارگیر

قالب وبلاگ

مترجم سایت

مترجم سایت

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

****** *** پرینت*** ****** ***---------****
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM